صفحه اصلی / سریال / داستان کامل قسمت اول تا آخر سریال ترکی ضربان قلب بدون سانسور

داستان کامل قسمت اول تا آخر سریال ترکی ضربان قلب بدون سانسور

در این مطلب از سایت مجله اینترنتی کولاک، خلاصه داستان کامل قسمت اول تا آخر سریال ترکی ضربان قلب را کامل و بدون سانسور می خوانید: پس از پخش هر قسمت می توانید خلاصه داستان آن را در ادامه این مطلب مطالعه کنید:

داستان کامل قسمت اول تا آخر سریال ترکی ضربان قلب بدون سانسور

 

خلاصه داستان قسمت ۵۹ سریال ترکی ضربان قلب

ایلول در ماشین متوجه می شود راننده که مرد نسبتا مسنی است، حالش بد شده و سینه درد دارد.ایلول میگوید :«او در حال سکته کردن است.ماشین را نگه دارید‌.» راننده ماشین را به دیوار می زند و بیهوش می شود. به آمبولانس زنگ می زنند .ایلول می گوید تا وقتی آمبولانس برسد باید کمکش کنم. دستهایم را باز کنید.

داستان کامل قسمت اول تا آخر سریال ترکی ضربان قلب بدون سانسور
خلاصه داستان قسمت ۵۹ سریال ترکی ضربان قلب

راننده را بیرون می آورند و ایلول ماساژ قلب و تنفس می دهد.چنگیز که با موتور دنبال آن ها می رود،می ایستد نگاه می کند.
علی سعی میکند زنجیر پایش را باز کند و می گوید تو با من بازی می‌کنی…. چنگیز به سلطان موضوع تصادف را میگوید و او میخواهد که با تصویر به او نشان بدهد.
ایلول می گوید اگر از گردنش برای تنفس باز نکنم اون می میرد.
ایلول با کمک کمیسر چتین اینکار را انجام می‌دهد. سلطان هم فیلم این صحنه ها را برای علی در تلویزیون نشان میدهد. در اواسط فیلم ان را قطع میکند تا علی را عصبی کند.
ایلول موفق میشود او را زنده نگه دارد تا آمبولانس برسد.
وکیل زنگ میزند و میگوید ماشین حامل ایلول تصادف کرده و زخمی را بیمارستان میاورند.
ایلول در حالیکه دستش روی سینه آن فرد است روی برانکارد او را به‌ اتاق عمل میرساند. ایپک به کمیسر میگوید:« فکر میکنید چنین زنی میتواند قاتل باشد؟» چتین به ایلول میگوید:«من یک معذرت خواهی به شما بدهکارم و میدانم که آن روز هم هرکاری کردید که بتوانید شوهر خواهرم را نجات بدهید.بهت قول میدهم که برای پیدا کردن همسرت هرکاری بتوانم انجام بدهم.با قاضی هم حرف میزنم.»موقع رفتن ودات جلوی ایلول می‌آید و ایلول به طرفش میرود و او را بغل میکند و میگوید این روزها هم میگذرند و علی اصف هم پیدا می شود‌.
علی با یک وسیله‌ای دوربین را میشکند و میگوید:«حالا که من نمی توانم تو را ببینم،پس تو هم مرا نمیبینی.اگر بخواهی مرا ببینی باید روبرویم بیایی.»
اخبار در مورد گم شدن علی آصف صحبت میکند و سلیمان تماشا میکند.منشی او می‌آید و میگوید:«از کلینک زنگ زده اند و با شما کار دارند.در مورد سینان است..» سلیمان گوشی را میگیرد و‌ به اوخبر می‌دهند که سینان فرار کرده است.او عصبانی میشود.
دادگاه بخاطر جمع شدن مدرک و ثابت شدن دلیل، ایلول اردم را که مظنون است در صورت داشتن اقامت ثابت،رای به انتظار محاکمه میدهد.کمیسر خوشحال میشود و ایلو با وکیل بیرون میاید.همگی دوستانش خوشحال میشوند. ایلول کلید ماشین‌‌ را از آغوز می‌گیرد و میگوید باید دنبال علی باشم.
موقع رفتن چتین او را صدا میزند و می‌گوید با ابن عحله کجا میروی؟ ایلول میگوید:« باید دنبال ماشین علی باشم.» چتین میگوید :«ما آنرا بررسی کردیم.محل حادثه را هم دیدم.یک عکس سیاه سفید بود که عکس بچگی علی اصف است.» ایلول میگوید:« آن عکس شوهرم نست.»ایلول آن ماشین قرمز اسباب بازی را به او‌ نشان میدهد و یادش میاید که علی گفته بود این ماشین ها را دوست داشته و پدرش برایش میخریده.کمیسر میگوید این نشان دهنده یک پیام است. ایلول عکس آن بچه را نشان میدهد و اضافه میکند که علی برادری دارد که نمیشناسد. ممکن است کار او باشد. چتین قول میدهد که بررسی می‌کند.
سلیمان میخواهد سوار ماشینش شود‌.سینان که در صندلی عقب ماشین او پنهان شده، بعد از سوار شدنش او را با آمپولی تهدید میکند و میگوید: «اگر تو را بکشم به لطف کارهای تو و پرونده پزشکی ، دیگر مجازات هم نمیشوم.باید به وکیل زنگ بزنی و بگویی تصمیمت را عوض می‌کنی و‌ سهام مرا هم پس میدهی.»سلیمان به ناچار قبول میکند.در این موقع ایلول آنجا میاید و‌ از سلیمان میپرسد که آیا ضیا غیر از علی ،بچه دیگری هم داشته است؟ او‌ میگوید :«نه….ولی سالها پیش یک خانمی بود که میخواست ضیا را گول بزند و به او گفته بود من باردارم ‌ولی ضیا باور نکرده بود و با سمیرا ازدواج کرد و از او هم بچه دار نشد.» ایلول میگوید:« آیا از آن زن و بچه اش ‌خبری هم دارید؟» سلیمان می‌گوید :«این موضوع برای سی سال پیش است و یادم نمی‌آید…»
سلطان عصبی است و‌ مدام با خودش حرف میزند و علی و پدرش را مقصر میداند.او به علی میگوید: «امروز آخرین روز زندگیت است.برای همین اجازه می‌دهم که آخرین بار زنی را که دوست داشتی ببینی.» سپس در تلویزیون ایلول را نشان میدهد که در اتاقش نشسته و ناراحت است.


منبع مطلب

این مطالب را نیز ببینید!

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی دختر پشت پنجره

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی دختر پشت پنجره

در این مطلب از مجله اینترنتی کولاک داستان کامل قسمت اول تا آخر سریال ترکی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *