صفحه اصلی / نظامی / تاریخچه دستیابی اسرائیل به سلاح هسته ای

تاریخچه دستیابی اسرائیل به سلاح هسته ای

⁦تاریخچه دستیابی اسرائیل به سلاح هسته ای

⁦✍️⁩⁩رضا آبشیرینی

اسرائیل کشوریست که دهه هاست به طور گسترده بر روی تسلیحات هسته ای فعالیت کرده و تخمین زده میشود ذخایر هسته ای این کشور بین ۸۰ تا ۴۰۰ کلاهک هسته ای باشد و اعتقاد بر این است که این کشور توانایی تحویل تسلیحات هسته ای بر روی هدف را به چندین روش، از جمله با هواپیما، موشک های کروز زیردریایی و موشک های بالستیک برد متوسط و بلند سری جریکو را دارد. توانایی تحویل تسلیحات هسته ای این کشور به این سه گزینه محدود نیست و گفته میشود، بمب چمدانی و همچنین پرتابه توپخانه ای و مین های اتمی نیز دیگر روشهای قابل استفاده اسرائیل از تسلیحات اتمی باشد.

 تصور می شود اولین سلاح هسته ای قابل تحویل آنها در اواخر ۱۹۶۶ یا اوایل ۱۹۶۷ تکمیل شده باشد، که آن را به ششمین کشور در جهان تبدیل خواهد کرد که تسلیحات هسته ای را توسعه داده اند.

تاریخچه دستیابی اسرائیل به سلاح هسته ای

دکترین

دکترین هسته ای اسرائیل به دلیل عدم عمق استراتژیک آن شکل گرفته است، یک جت جنگنده می تواند فقط ظرف ۴ دقیقه، ۷۲ کیلومتر از رود اردن تا دریای مدیترانه را طی کند. اسرائیل سعی دارد با تأکید بر هوش، قدرت مانور و قدرت شلیک اول، این نقاط ضعف را جبران کند.

در نتیجه، استراتژی آن بر این فرض استوار است که به هیچ عنوان توانایی پذیرش شکست در یک جنگ را ندارد و بنابراین باید با حفظ بازدارندگی، از جمله گزینه تقدم، از آن جلوگیری کند و اگر این مراحل ناکافی باشد، به دنبال جلوگیری از تشدید و تعیین پیروز با سرعت بالا در جنگی سریع و قاطع در خارج از مرزهای خود است.

از نظر استراتژیک ، موشکهای دوربرد اسرائیل، هواپیماهای دارای توانایی هسته ای و احتمالاً زیردریایی های آن بازدارندگی دوم موثر در برابر حمله غیر متعارف و متعارف را به وجود می آورند ، و در صورت شکست دفاعی اسرائیل و تهدید مراکز جمعیتی آن، گزینه سامسون، که نام رمز یک حمله همه جانبه در برابر یک دشمن است، به کار گرفته می شود. همچنین از زرادخانه هسته ای آن می توان به صورت تاکتیکی برای از بین بردن واحدهای نظامی در میدان جنگ استفاده کرد.

اگرچه سلاح های هسته ای به عنوان ضامن نهایی امنیت اسرائیل تلقی می شود، اما از همان اوایل دهه ۱۹۶۰ این کشور از ایجاد ارتش خود در پشت سلاح هسته ای اجتناب کرده است، در عوض به دنبال برتری مطلق متعارف است که تا جای ممکن، آخرین گزینه حملات هسته ای باشد.

طبق گفته مورخ آونر کوهن ، اسرائیل اولین بار در سال ۱۹۶۶ سیاست رسمی استفاده از سلاح های هسته ای را بیان کرد ، که حول چهار خط قرمز بود که می تواند منجر به واکنش هسته ای شود:

۱: نفوذ موفقیت آمیز نظامی به مناطق پرجمعیت در مرزهای اسرائیل پس از سال ۱۹۴۹ (قبل از ۱۹۶۷)

۲- نابودی نیروی هوایی اسرائیل

۳- قرار گرفتن در معرض حملات گسترده و ویرانگر هوایی شهرهای اسرائیل یا حملات شیمیایی یا بیولوژیکی احتمالی .

۴-استفاده از سلاح هسته ای علیه خاک اسرائیل.

تصویر گرفته شده از تاسیسات دیمونا توسط ماهواره کرونا آمریکا در ۱۱ نوامبر ۱۹۶۸

در خصوص تاریخچه و توانایی تسلیحاتی اسرائیل، همه چیز بر اساس گزارشات غیر رسمی و یا تخمین است، از این جهت احتمالا فقط سازمان های جاسوسی معتبر بتوانند رقم نزدیک به دقیقی از کم و کیف و ارقام آن ارائه کنند، چیزی که با توجه به روابط دوستانه اسرائیل با کشورهای پیشرو اطلاعاتی، قاعدتاً در رسانه ها درز نخواهد یافت و یا با تاخیرات چندین ساله خواهد بود.

تاریخ شروع برنامه هسته اسرائیل ناشناخته است (تخمین زده شده ۱۹۴۸ یا ۱۹۴۹)

اولین آزمایش سلاح هسته ای: ناشناخته (گزارش شده که فرانسه، شریک استراتژیک این کشور در زمینه هسته ای، در اوایل ۱۹۶۰ و گزارش آزمایش درون سرزمینی و زیرزمینی در سال ۱۹۶۳ بوده باشد و بدین صورت تاریخ اولین و آخرین آزمایش هسته ای، بزرگترین تست عملکردی، تعداد کل تست ها، زرادخانه استراتژیک فعلی، زرادخانه استراتژیک تجمعی در مگاتناژ تماما نامشخص و یا غیر رسمی هستند و پس از چند دهه همچنان سیاست ابهام عمدی را حفظ می کند و هرگز داشتن سلاح هسته ای را به طور رسمی انکار و یا اعتراف نمی کند. در عوض در طول سال ها به کرار این جمله ابهام آمیز را تکرار می کند که اسرائیل اولین کشوری نیست که سلاح هسته ای به خاورمیانه وارد می کند و علیرغم فشارهای بین المللی برای امضای پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای (NPT)، آن را رد کرده و گفته است که این امر مغایر منافع امنیت ملی آن است. اما در مقابل دکترین منع گسترش سلاح های هسته ای در منطقه را با شدت و دقت پیش گرفته و از طریق حملات پیشگیرانه، هر گونه فعالیت در خصوص دستیابی کشورهای همسایه و یا منطقه را در نطفه خفه میکند که نمود آن را در ترورهای هدفمند دانشمندان برجسته و یا در عملیات های نیروی هوایی اسرائیل همچون اپرا و عملیات باغ میوه برای از بین بردن راکتور هسته ای عراق و سوریه در سال ۱۹۸۱ و ۲۰۰۷، و یا عملیات های سایبری مخرب همچون استاکسنت در ایران، به وضوح میتوان دید. اسرائیل با اتخاذ این سیاست توانسته تا این لحظه  تنها کشوری در خاورمیانه باشد که دارای سلاح هسته ای است. اما همیشه استفاده از سلاح هسته ای را به عنوان آخرین چاره حفظ کرده و اینگونه نبوده که ارتش این کشور پشت سلاح هسته ای پنهان شود و همواره برتری متعارف تسلیحاتی را حفظ نموده است.

تاریخچه دستیابی اسرائیل به سلاح هسته ای

اسرائیل بلافاصله پس از اعلام استقلال در سال ۱۹۴۸ شروع به تحقیق در زمینه هسته ای کرد و با همکاری فرانسه، مخفیانه شروع به ساخت مرکز تحقیقات هسته ای شیمون پرز  (تأسیساتی در نزدیکی دیمونا) کرد که در آن اواخر، یک راکتور هسته ای و کارخانه پردازش مجدد هسته ای قرار داشت و تمام این دهه با مخفی‌کاری تمام مشغول تحقیق و توسعه تسلیحات نظامی بود و تنها در سال ۱۹۸۶ بود که جزئیاتی گسترده از برنامه اتمی نظامی این کشور با افشاگری رسانه ای Mordechai Vanunu ، تکنسینی که قبلاً در این مرکز کار می کرد، ارائه شد، اما سازمان موساد هم سازمانی نبود که ساکت بنشیند و قبل از درج درج این بمب خبری در رسانه ها، وانونو را به ایتالیا کشاند و پس از ربودن به اسرائیل منتقل نمود، جایی که او به جرم خیانت و جاسوسی به ۱۸ سال زندان محکوم شد و اینچنین بود که پیشرفت در علوم و فنون هسته ای در فرانسه و اسرائیل ارتباط تنگاتنگی با هم داشت. علاوه بر این در اوایل دهه پنجاه، چند ناظر و دانشمند هسته ای اسرائیل دسترسی نامحدود به اطلاعات و نتایج آزمایش انفجار هسته ای فرانسه داشت.

تاریخچه دستیابی اسرائیل به سلاح هسته ای

دیمونا، ۱۹۵۶–۱۹۶۵، مرکز تحقیقات هسته ای Negev

فرانسوی ها تصمیم خود را برای ارائه راکتور هسته ای به اسرائیل توجیه کردند و ادعا کردند که این کار بی سابقه نبوده است. در سپتامبر ۱۹۵۵ کانادا علناً اعلام کرد که به دولت هند در ساخت یک راکتور تحقیقاتی آب سنگین ، راکتور CIRUS ، برای اهداف صلح آمیز کمک خواهد کرد. هنگامی که رئیس جمهور مصر جمال عبدالناصر کانال سوئز را ملی کرد، فرانسه پیشنهاد حمله اسرائیل به مصر و حمله به سینا را بهانه ای برای حمله فرانسه و انگلیس به مصر با عنوان حافظ صلح با هدف واقعی تصرف کانال سوئز را داد، تا در عوض، فرانسه راکتور هسته ای را به عنوان اساس برنامه تسلیحات هسته ای اسرائیل فراهم کند و شیمون پرز نیز این فرصت را مغتنم شمرد و آن را پذیرفت. در ۱۷ سپتامبر ۱۹۵۶، پرز و برگمن توافقنامه ای آزمایشی در پاریس برای فروش یک راکتور تحقیقاتی کوچک به اسرائیل به دست آوردند و این مورد توسط پرز در کنفرانس شورس در اواخر اکتبر فروش راکتوری که در نزدیکی دیمونا ساخته می شود و تأمین سوخت اورانیوم مجدداً تأیید شد و اینگونه بود که اسرائیل در این مدت از کمک غیر معمول یک دولت بهرمند شد.

پس از آنکه بحران سوئز منجر به تهدید  مداخله شوروی شد و انگلیس و فرانسه تحت فشار آمریکا مجبور به عقب نشینی شدند، بن گوریون، پرز و گلدا میر را به فرانسه فرستاد. در طول بحث و گفتگوهای آنها، زمینه ساخت رآکتور هسته ای بزرگتر و کارخانه فرآوری مجدد مواد شیمیایی فراهم شد. در همین حال ژنرال پل الی ، رئیس ستاد دفاع، گفت: ما باید این امر را به آنها بدهیم تا امنیت آنها را تضمین کند و واگذاری این امکانات به اسرائیل امری حیاتی است.

موریس بورگس-مونوری جانشین مولت اظهار داشت: من بمب را به شما (اسرائیلی ها) دادم تا هولوکاست دیگری به مردم یهود نرسد و اسرائیل بتواند با دشمنان خود در خاورمیانه روبرو شود.

این توافقات بین فرانسه و اسرائیل، در ۳ اکتبر ۱۹۵۷ نهایی شد، در دو توافق نامه که محتوای آن همچنان مخفی باقی مانده است، پروژه را برای اهداف صلح آمیز اعلام کردند و سایر تعهدات قانونی را مشخص کردند. در بخشی از این توافق آمده است که یک راکتور ۲۴مگا واتی EL-102 که قادر به تولید ۲۲ کیلوگرم پلوتونیوم در سال است، ساخته شود. هنگام ورود راکتور به اسرائیل ، نخست وزیر بن گوریون اعلام کرد که هدف از تهیه این راکتور، ایستگاه پمپاژ برای شیرین سازی سالانه یک میلیارد گالن آب دریا و تبدیل صحرا به بهشت کشاورزی است. شش نفر از هفت عضو کمیسیون انرژی اتمی اسرائیل بلافاصله استعفا دادند و اعتراض کردند که این راکتور مقدمه ماجراجویی سیاسی است که جهان را علیه ما متحد خواهد کرد.

تاریخچه دستیابی اسرائیل به سلاح هسته ای

حفاری

قبل از شروع ساخت، مشخص شد که پروژه برای تیم کمیسیون انرژی اتمی اسرائیل و تیم تحقیقات و زیرساخت بسیار بزرگ است، بنابراین شیمون پرز سرهنگ مانس پرات که آن زمان وابسته نظامی اسرائیل در برمه بود را به عنوان رهبر پروژه انتخاب کرد. ساخت و ساز در اواخر سال ۱۹۵۷ یا اوایل سال ۱۹۵۸ آغاز شد و صدها مهندس و تکنسین فرانسوی را به منطقه Beersheba و Dimona آورد. علاوه بر این ، هزاران نفر از یهودیان سفاردی که تازگی به اسرائیل مهاجرت کرده بودند را برای انجام حفاری و دور زدن قوانین سختگیرانه کار استخدام شدند.

ایجاد LEKEM

در اواخر دهه ۱۹۵۰ ، شیمون پرز سرویس اطلاعاتی جدیدی را تأسیس و منصوب کرد که به جستجوی جهان و امنیت مخفیانه فناوری، مواد و تجهیزات مورد نیاز برنامه ، از هر طریق می‌پرداخت. سرویس جدید در نهایت  LEKEM ( LAKAM تلفظ می شود، مخفف عبری دفتر رابط علوم). پرز ، رئیس امنیت داخلی ارتش اسرائیل، بنجامین بلومبرگ را به این سمت منصوب کرد. بلومبرگ به عنوان رئیس LEKEM، به عنوان شخصیتی اصلی در جامعه اطلاعاتی اسرائیل، با هماهنگی کارگزاران در سراسر جهان و تأمین کننده مولفه های اساسی این برنامه تبدیل شد.

اختلاف بین اسرائیل و فرانسه

هنگامی که شارل دوگل در اواخر سال ۱۹۵۸ رئیس جمهور فرانسه شد، خواستار پایان دادن به همکاری هسته ای بین فرانسه و اسرائیل بود و گفت که اورانیوم را به اسرائیل نمی رساند، مگر اینکه نیروگاه برای بازرسان بین المللی باز شود، صلح اعلام شود و هیچ گونه فرآوری مجدد پلوتونیوم انجام نشود. طی یک سری مذاکرات گسترده، شیمون پرز سرانجام بیش از دو سال با وزیر امور خارجه موریس کوو دی مورویل به مصالحه ای رسید که در آن شرکت های فرانسوی می توانند به تعهدات قراردادی خود ادامه دهند و اسرائیل نیز پروژه را صلح آمیز اعلام کند.  به همین دلیل، کمک های فرانسه تا سال ۱۹۶۶ به پایان نرسید. اما عرضه سوخت اورانیوم زودتر، در سال ۱۹۶۳ متوقف شد. علیرغم این، این ظن بوجود آمد که یک شرکت اورانیوم فرانسوی مستقر در گابن احتمالا در سال ۱۹۶۵ به اسرائیل اورانیوم فروخته باشد. دولت ایالات متحده تحقیقاتی را آغاز کرد اما نتوانست تشخیص دهد که آیا چنین فروشی صورت گرفته یا نه

تاریخچه دستیابی اسرائیل به سلاح هسته ای

درگیری ۱۹۶۳ بین اسرائیل و ایالات متحده

روزنامه اسرائیلی هاآرتص در سال ۲۰۱۹ گزارش داد که در طول بهار و تابستان ۱۹۶۳، رهبران ایالات متحده و اسرائیل – رئیس جمهور جان اف کندی و نخست وزیران دیوید بن گوریون و لوی اشکول، درگیر نبردی پرمخاطره بر سر برنامه هسته ای اسرائیل بودند. این تنش ها برای افکار عمومی هر دو کشور قابل مشاهده نبود و فقط چند مقام ارشد، از هر دو طرف، از شدت اوضاع آگاه بودند. به گفته یووال نعمان، اشکول، جانشین بن گوریون و یارانش دیدند که اولتیناتوم کندی به اسرائیل واقعی است. به گفته نعمان، فرمانده سابق نیروی هوایی اسرائیل، سرلشکر دان تولکوفسکی، به طور جدی ترس داشت که ممکن است کندی، نیروهای هوایی ایالات متحده را به دیمونا و مجتمع های هسته ای اسرائیل بفرستد خانه مجتمع هسته ای اسرائیل ، بفرستد ، سرگرم کرد.

در تاریخ ۲۵ مارس ۱۹۶۳ ، رئیس جمهور کندی و مدیر سیا ، جان مک مکون ، درباره برنامه هسته ای اسرائیل گفتگو کردند. به گفته مک کون ، کندی سوال دستیابی اسرائیل به توانایی هسته ای را مطرح کرد و مک کون تخمین کنت از پیامدهای منفی هسته ای شدن اسرائیل را در اختیار کندی قرار داد . طبق گفته مک کون، سپس کندی به مشاور امنیت ملی مک جورج باندی دستور داد تا وزیر راک وزیر امور خارجه با همکاری مدیر CIA و رئیس AEC ، برای ارائه پیشنهادی در مورد چگونگی ایجاد محافظ بین المللی یا دو جانبه ایالات متحده برای محافظت در برابر شرایط احتمالی ذکر شده بررسی کند. این همچنین به معنای این بود که بازرسی غیررسمی بعدی آمریکا از مجموعه راکتور اسرائیل باید سریعاً انجام شود و … تا حد ممکن دقیق باشد.

در تاریخ ۲ آوریل ۱۹۶۳ ، سفیر باربور با نخست وزیر بن گوریون ملاقات کرد و درخواست آمریکایی را برای رضایت وی برای بازدیدهای نیمه سالانه از دیمونا شاید در ماه مه و نوامبر، با دسترسی کامل به تمام قطعات و ابزار موجود در تاسیسات، توسط دانشمندان امریکایی و افراد واجد شرایط ارائه داد. بن گوریون ، که ظاهراً متعجب شده بود ، در پاسخ گفت که این مسئله باید به بعد از عید فصح موکول شود. برای برجسته کردن و نشان دادن جدید ایالات متحده، دو روز بعد، دستیار وزیر تالبوت، سفیر اسرائیل، هارمن را به احضار کرد و در مورد بازرسی ها از وی پاسخ خواست که پیامی به بن گوریون در سخت ترین تقابل آمریکا و اسرائیل بر سر برنامه هسته ای اسرائیل بود.

در ۲۶ آوریل ۱۹۶۳ ، بیش از سه هفته پس از درخواست اصلی ایالات متحده در مورد دیمونا، بن گوریون با نامه ای هفت صفحه ای به موضوعات گسترده امنیت اسرائیل و ثبات منطقه ای پاسخ داد. بن گوریون با ادعای اینکه اسرائیل با تهدیدی بی سابقه روبرو شده است ، به شبح هولوکاست دیگری متوسل شد و تأکید کرد که امنیت اسرائیل باید توسط تضمین های امنیت خارجی مشترک محافظت شود ، که توسط آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی گسترش می یابد. کندی اما مصمم بود که اجازه ندهد بن گوریون موضوع را تغییر دهد. در ۴ مه ۱۹۶۳ ، او به نخست وزیر پاسخ داد و به او اطمینان داد که ما از نزدیک شاهد تحولات جاری در جهان عرب هستیم واین سخنان را رد کرد.

کندی از موضوع دیمونا تکان نخورد و اختلافات بالا گرفت. درگیری با اسرائیل زمانی اوج گرفت که وزارت امور خارجه آخرین نامه کندی را به سفارت تل آویو در تاریخ ۱۵ ژوئن برای تحویل فوری به بار گور توسط سفیر باربور به بن گوریون منتقل کرد. در نامه کندی اصرار خود را برای بازدیدهای دو ساله با مجموعه ای از شرایط فنی دقیق بررسی اعلام کرده بود. این نامه شبیه به یک اولتیماتوم بود: اگر دولت ایالات متحده نتوانست اطلاعات موثقی در مورد وضعیت پروژه دیمونا بدست آورد، تعهد واشنگتن به اسرائیل و حمایت از آن می تواند به طور جدی به خطر بیفتد. اما این نامه هرگز به بن گوریون ارائه نشد. نامه کندی روز شنبه ۱۵ ژوئن ، یک روز قبل از اعلام استعفای بن گوریون ، به تل آویو رسید، تصمیمی که کشور و جهان را متحیر کرد. بن گوریون هرگز دلیل استعفای خود را کتبی یا شفاهی توضیح نداد و هیچگاه نگفت که فراتر از ذکر دلایل شخصی، چه عواملی باعث استعفا شد. وی انکار کرد که اقدام وی مربوط به سیاست خاصی بوده است ، اما این سوال که فشار کندی در مسأله دیمونا تا چه اندازه نقش داشته است، تا امروز همچنان قابل بحث است.

در ۵ ژوئیه، کمتر از ۱۰ روز پس از آنکه لوی اشکول جانشین بن گوریون به عنوان نخست وزیر شد، سفیر باربور اولین نامه رئیس جمهور کندی را به وی تحویل داد. این نامه عملاً کپی نامه تحویل نشده ۱۵ ژوئن به بن گوریون بود. همانطور که یووال نعمان اظهار داشت، بلافاصله برای اشکول و مشاورانش آشکار شد که خواسته های کندی شبیه به یک اولتیماتوم است و از این رو بحران بالا گرفت. اشکول مبهوت، به دنبال پاسخ، در ۱۷ ژوئیه ، وقت بیشتری را برای مطالعه موضوع و مشاوره درخواست کرد. نخست وزیر خاطرنشان کرد که گرچه امیدوار است دوستی آمریکا و اسرائیل زیر نظر او رشد کند، اما اسرائیل آنچه را که باید برای امنیت ملی خود و حفظ حقوق حاکمیت خود انجام دهد، انجام خواهد داد.

در ۱۹ آگوست ، اشکول پس از شش هفته مشورت که حداقل هشت پیش نویس متفاوت ایجاد کرد ، پاسخ کتبی خود را به خواسته های کندی داد. این کار با تکرار اطمینان قبلی بن گوریون مبنی بر صلح آمیز بودن هدف دیمونا آغاز شد. در مورد درخواست کندی، اشکول نوشت که با توجه به روابط ویژه بین دو کشور ، او تصمیم گرفته است اجازه بازدید منظم نمایندگان ایالات متحده از سایت دیمونا را بدهد. در مورد مسئله خاص برنامه، اشکول همانطور که بن گوریون در آخرین نامه خود به کندی گفته بود، پیشنهاد کرد که اواخر سال ۱۹۶۳ زمان اولین بازدید خواهد بود: تا آن زمان گروه فرانسوی راکتور را به ما تحویل خواهد داد و آزمایشات و اندازه گیری های کلی پارامترهای فیزیکی انجام خواهد شد.

پاسخ اشکول در مورد تعداد دفعات بازدید مبهم بود. اشکول در حالی که از چالش اصلی درخواست کندی فرار می کرد ، به درخواست کندی برای بازدید های دو ساله توجه نکرد. اشکول نوشت: با توجه به این درخواست ، من معتقدم که ما می توانیم در مورد برنامه آینده بازدیدها به توافق برسیم. به طور خلاصه، نخست وزیر برای پایان دادن به تقابل، به بازدیدهای منظم دانشمندان آمریکایی رضایت داد ، اما او ایده بازدید سریع را که کندی می خواست قبول نمی کرد و از تعهد صریح در بازرسی های دو ساله اجتناب می کرد. البته در پاسخ تشکرآمیز کندی هم اشاره ای به این واگرایی ها نشده است و احتمالا این پاسخ یک توافق اساسی در مورد دیدارهای منظم فرض شده است.

در پی نامه اشکول، اولین بازدید منظم از دیمونا در اواسط ژانویه ۱۹۶۴، دو ماه پس از ترور کندی، انجام شد . اسرائیلی ها به بازدیدکنندگان آمریکایی گفتند که راکتور فقط چند هفته قبل راه اندازی شده بود، اما این ادعا دقیق نبود. اسرائیل سالها بعد اعتراف کرد که راکتور دیمونا همانطور که دولت کندی در ابتدا تصور می کرد، در اواسط سال ۱۹۶۳ عملیاتی شد و نهایتا اصرار کندی در دیدارهای دو ساله از دیمونا پس از مرگ وی عملی نشد. مقامات دولت آمریکا همچنان علاقه مند به چنین برنامه ای بودند و رئیس جمهور لیندون بی جانسون موضوع را با اشکول مطرح کرد، اما او هرگز همچون کندی بر روی این پافشاری نکرد.

در پایان، تقابل رئیس جمهور کندی و دو نخست وزیر اسرائیل منجر به شش بازرسی آمریکایی از مجموعه هسته ای دیمونا شد که هر سال یک بار بین سالهای ۱۹۶۴ تا ۱۹۶۹ انجام می شد. در حالی که جانشین کندی همچنان به هدف منع گسترش سلاح های هسته ای متعهد بود و از بازدیدهای بازرسی آمریکا در دیمونا پشتیبانی می کرد، اما نگرانی وی در مورد پایبندی اسرائیلی ها به شرایط کندی بسیار کم بود. با نگاهی به گذشته میتوان دریافت که این تغییر نگرش باعث نجات برنامه هسته ای اسرائیل بوده است.

تاریخچه دستیابی اسرائیل به سلاح هسته ای

کمک انگلیس و نروژ

اسناد محرمانه بریتانیا به دست آمده توسط BBC Newsnight نشان می دهد که انگلیس صدها محموله مخفی را در دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ به اسرائیل منتقل کرده است که شامل مواد شیمیایی ویژه برای پردازش مجدد و نمونه هایی از مواد شکاف پذیر است. اورانیوم ۲۳۵ در سال ۱۹۵۹ و پلوتونیوم در ۱۹۶۶ و همچنین لیتیوم ۶ بسیار غنی شده، که برای تقویت بمب های شکافتی و سوخت بمب های هیدروژن استفاده می شود. تحقیقات همچنین نشان داد که انگلیس ۲۰ تن آب سنگین را مستقیماً به اسرائیل در سالهای ۱۹۵۹ و ۱۹۶۰ حمل منتقل کرده تا راکتور دیمونا راه اندازی شود. این معامله از طریق یک شرکت نروژی به نام Noratom انجام شد که ۲ درصد کارمزد معامله را در اختیار گرفت. افشای این موضوع در سال ۲۰۰۵موجب شد که انگلیس در آژانس بین المللی انرژی اتمی به چالش کشیده شود.

وزیر امور خارجه انگلیس کیم هوولز ادعا کرد که این فروش به نروژ صورت گرفته است. اما یک افسر اطلاعاتی سابق انگلیس که در آن زمان این معامله را بررسی کرد، تأیید کرد که این معامله یک فروش به اسرائیل بوده و قرارداد نوراتوم فقط برای ظاهر سازی بوده است. وزارت امور خارجه نهایتا در مارس ۲۰۰۶ اعتراف کرد که بریتانیا از ابتدا می دانست که مقصد این مواد اسرائیل بود و همچنین اسرائیل اعتراف کرده که راکتور دیمونا را با آب سنگینی که در سال ۱۹۶۳از نروژ گرفته است راه‌اندازی کرده است.

مهندسان فرانسوی که به ساخت دیمونا کمک کردند می گویند اسرائیلی ها اپراتورهای خبره ای بودند، بنابراین در طی سال ها از زمان شروع به کار راکتور ، قسمت نسبتاً کمی از این آب از بین رفت.

تاریخچه دستیابی اسرائیل به سلاح هسته ای

انتقاد

در سال ۱۹۶۱ ، نخست وزیر اسرائیل ، دیوید بن گوریون ، به نخست وزیر کانادا، جان دیفن باکر ، اطلاع داد که کارخانه آزمایشی جداسازی پلوتونیوم در دیمونا ساخته می شود. انگلیس از این اطلاعات و سایر اطلاعات نتیجه گرفت که این فقط به معنای این است که اسرائیل قصد دارد سلاح هسته ای تولید کند و راکتور هسته ای در دیمونا در سال ۱۹۶۲ جنجال ساز شد. پس از جدایی اسرائیل از فرانسه، گزارش شد که دولت اسرائیل خود را به آرژانتین نزدیک کرده و دولت آرژانتین با فروش کیک زرد به اسرائیل (اکسید اورانیوم) موافقت کرده است. گفته می شود که بین سالهای ۱۹۶۳ تا ۱۹۶۶ حدود ۹۰ تن کیک زرد از آرژانتین مخفیانه به اسرائیل حمل شده است. در سال ۱۹۶۵ کارخانه فرآوری مجدد اسرائیل تکمیل و آماده تبدیل میله های سوخت راکتور به پلوتونیوم با درجه سلاح بود.

هزینه ها

هزینه های دقیق ساخت برنامه هسته ای اسرائیل مشخص نیست ، هرچند بعداً پرز گفت که هزینه راکتور ۸۰ میلیون دلار در سال ۱۹۶۰ بود که نیمی از آن توسط اهداکنندگان یهودی خارجی از جمله بسیاری از یهودیان آمریکا تأمین شد . برخی از این اهدا کنندگان در سال ۱۹۶۸ از مجموعه Dimona بازدید کردند.

تولید سلاح ، ۱۹۶۶ تاکنون

اعتقادبر این است که اسرائیل به دنبال جنگ شش روزه ۱۹۶۷ تولید مقیاس کامل سلاح هسته ای را آغاز کرده است، اگرچه اولین سلاح هسته ای عملیاتی خود را تا دسامبر ۱۹۶۶ ساخته بود. گزارش آژانس اطلاعات مرکزی (سیا) از اوایل ۱۹۶۷ اظهار داشت که اسرائیل ظرف شش تا هشت هفته مواد لازم برای ساخت بمب را در اختیار داشت و برخی معتقدند که اسرائیل دو بمب خام آماده برای استفاده در طول جنگ داشته است. به گفته روزنامه نگار آمریکایی سیمور هرش، در این زمان همه چیز برای تولید آماده بود. اسرائیل در آستانه جنگ شش روزه در ماه مه ۱۹۶۷ از آستانه هسته ای عبور کرد[نخست وزیر لوی] اشکول ، طبق ادعای تعدادی از منابع اسرائیلی ، به طور مخفیانه به دانشمندان دیمونا دستور داد دو بمب هسته ای خام را جمع کنند. وی آنها را تحت فرماندهی سرتیپ ییتزاک یااکوف، رئیس تحقیق و توسعه در وزارت دفاع قرار داد، عملیاتی که به عنوان عنکبوت نامیده می شود، زیرا دستگاه های هسته ای انقباض غیر ظریفی است که ضایعات آن بیرون زده است. بمب های اتمی خام برای استقرار در کامیون هایی برای انفجار آماده شدند.

تاریخچه دستیابی اسرائیل به سلاح هسته ای

گزارش دیگر سیا از سال ۱۹۶۸ حاکی است که اسرائیل ممکن است طی چند سال آینده برنامه تسلیحات هسته ای داشته باشد. موشه دایان، وزیر دفاع وقت، اعتقاد داشت که سلاح های هسته ای ارزان تر و عملی تر از نیروهای متعارف اسرائیل هستند که به طور نامحدود رشد می کنند. بنابراین تولید چهار تا پنج کلاهک هسته ای در سال در دستور کار بود.

اسرائیلی ها برای تولید پلوتونیوم به مقدار زیادی سنگ معدن اورانیوم نیاز داشتند . در سال ۱۹۶۸، موساد ۲۰۰ تن مواد خریداری شده از اتحادیه MINIERE DU HAUT کاتانگا که یک شرکت معدنی بلژیکی بود با واسطه یک شرکت ایتالیایی خریداری کرد و طی یک عملیات پیچیده و پس از حمل اورانیوم از آنتورپ به یک کشتی باری اسرائیلی، به اسرائیل آورده شد تا ناپدید شدن سازمان یافته اورانیوم، به نام عملیات Plumbat ، موضوع کتاب Plumbat در سال ۱۹۷۸ شود.

برآوردها در مورد تعداد کلاهکهایی که اسرائیل از اواخر دهه ۱۹۶۰ ساخته است متفاوت بوده اند و عمده منابع بر اساس مقدار مواد شکاف پذیر قابل تولید و افشاگری تکنسین هسته ای اسرائیلی Mordechai Vanunu بود

تا سال ۱۹۶۹، وزیر دفاع ایالات متحده ، ملوین لایرد تقریبا مطمئن بود که اسرائیل سلاح هسته ای دارد. بعداً همان سال، رئیس جمهور آمریکا ، ریچارد نیکسون در ملاقات با نخست وزیر اسرائیل، گلدا مایر ، اسرائیل را تحت فشار قرار داد تا هیچ اعلام رسمی و قابل مشاهده ای از سلاح های هسته ای یا انجام آزمایش هسته ای صورت ندهد. احتمالا ایالات متحده از به راه افتادن یک مسابقه تسلیحاتی هسته ای در سایر کشورهای خاورمیانه واهمه داشت. بنابراین اسرائیل نیز سیاست ابهام هسته ای را پیشه کرد. البته این موضوع خود سیاست اسرائیل نیز بود، چرا که نمی‌خواست کشورهای عربی برای رسیدن به سلاح اتمی خیز بردارند. با این حال قبل از جنگ یوم کیپور، پرز می خواست اسرائیل به طور علنی توانایی هسته ای خود را برای جلوگیری از حمله اعراب نشان دهد تا بلکه ترس از سلاح های هسته ای اسرائیل موجب منصرف شدن اعراب از جنگ شود.

تاریخچه دستیابی اسرائیل به سلاح هسته ای

در این بین سیا یک ظن دیگر نیز داشت و معتقد بود که اولین بمب های اسرائیل ممکن است با اورانیوم بسیار غنی شده ای ساخته شود که در اواسط دهه ۱۹۶۰ از نیروگاه سوخت هسته ای نیروی دریایی ایالات متحده که توسط شرکت مواد و تجهیزات هسته ای اداره می شد، به سرقت رفته بود، جایی که حساب های نامرتب، مواد دزدی را مخفی می کرد.

سیا معتقد بود که تعداد سلاح های هسته ای اسرائیل از ۱۰ تا ۲۰ بمب از ۱۹۷۴ تا اوایل دهه ۱۹۸۰ باقی مانده است. اما اطلاعات افشاگرانه وانونو در اکتبر ۱۹۸۶ نشان داد که گفت که بر اساس یک راکتور با ۱۵۰ مگاوات و تولید ۴۰ کیلوگرم پلوتونیوم در سال، اسرائیل ۱۰۰ تا ۲۰۰ بمب هسته ای باید ساخته باشد.

در اواسط سال ۲۰۰۰ تخمین زرادخانه اسرائیل از ۷۵ تا ۴۰۰ کلاهک هسته ای بود.

چندین گزارش منتشر شده است که ادعا می کند اسرائیل از توانایی غنی سازی اورانیوم در Dimona برخوردار است. وانونو اظهار داشت که سانتریفیوژهای گازی در Machon 8 کار می کنند ، و یک کارخانه غنی سازی لیزر در Machon 9 در حال کار است (اسرائیل حق ثبت اختراع ایزوتوپ لیزر در سال ۱۹۷۳ را دارد ) به گفته وانونو ، این کارخانه در مقیاس تولید از سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۰ فعالیت خود را آغاز کرده است و اگر اورانیوم بسیار غنی شده در مقادیر قابل توجهی تولید شود ، زرادخانه هسته ای اسرائیل می تواند بسیار بزرگتر از حد تخمین زده شده از تولید پلوتونیوم باشد.

گزارش شده است که فقط در سال ۱۹۹۱ ، همزمان با انحلال اتحاد جماهیر شوروی، نزدیک به ۲۰ دانشمند برجسته یهودی شوروی به اسرائیل مهاجرت کردند، برخی از آنها در کار با نیروگاه های هسته ای و برنامه ریزی برای نسل بعدی راکتورهای شوروی شرکت داشتند. در سپتامبر ۱۹۹۲ ، مطبوعات اطلاعات آلمان نقل کرد که ۴۰ دانشمند برجسته هسته ای اتحاد جماهیر شوروی از سال ۱۹۸۹ به اسرائیل مهاجرت کرده اند.

در مصاحبه ای سال ۲۰۱۰ ، یوزی ایلام، رئیس پیشین کمیسیون انرژی اتمی اسرائیل به روزنامه اسرائیلی Maariv گفت که در راکتور هسته ای دیمونا، بازسازی های گسترده انجام شده است و اکنون بدون هیچ گونه خطر ایمنی و محیطی کار میکند.

تاریخچه دستیابی اسرائیل به سلاح هسته ای

آزمایش سلاح های هسته ای و حادثه Vela

به گفته سرهنگ دوم وارنر د. فار در گزارشی به مرکز منع گسترش تسلیحات هوایی ایالات متحده، همکاری های جانبی زیادی بین اسرائیل و فرانسه پیش از جدایی اتفاق افتاد. آزمایش هسته ای فرانسه در سال ۱۹۶۰ باعث ایجاد دو قدرت هسته ای شد، نه یکی و این جمله خود به تنهایی میتواند گویای عمق همکاری باشد و اینکه اسرائیلی ها به داده های انفجار آزمایش هسته ای فرانسه بدون محدودیت دسترسی داشتند، نیاز به آزمایش های اولیه اسرائیل را به حداقل می رساند ، اگرچه پس از موفقیت در آزمایش های فرانسه این همکاری سردتر شد.

در ژوئن ۱۹۷۶ ، یک مجله ارتش آلمان غربی، وهرتنیک (فناوری نظامی) ادعا کرد که گزارش های اطلاعاتی، غرب اسرائیل را در حال انجام آزمایش زیرزمینی در Negev در سال ۱۹۶۳ مستند کرده است. کتاب سلاح های هسته ای در خاورمیانه: ابعاد و مسئولیت ها توسط تایسر نشیف گزارشهای دیگر را ذکر می کند که در تاریخ ۲ نوامبر ۱۹۶۶ ، این کشور ممکن است یک آزمایش غیر هسته ای انجام داده باشد، که حدس می زند صفر عملکرد یا انفجار در طبیعت در صحرای نگب اسرائیل باشد.

در ۲۲ سپتامبر ۱۹۷۹ ، اسرائیل ممکن است در یک آزمایش احتمالی بمب هسته ای، که به آن حادثه ولا نیز معروف است ، در جنوب اقیانوس هند دست داشته باشد. کمیته ای به ریاست پروفسور جک روئینا از دانشگاه MIT به ریاست رئیس جمهور وقت ایالات متحده جیمی کارتر تشکیل شد . بیشتر اعضای کمیته تصور می کردند که شناورهای نیروی دریایی آفریقای جنوبی که از بندر سیمون تاون، نزدیک کیپ تاون خارج شده اند، به یک مکان مخفی در اقیانوس هند رفته و این آزمایش را انجام داده اند. کمیته بررسی، این انفجار را جمع و جور و تمیز توصیف کرد ، که از آن رادیواکتیو کمی منتشر شده و مشخص کردن آن تقریباً غیرممکن است. ارزیابی کمیته دیگری نتیجه گرفت که یک گلوله توپ توپخانه هسته ای شلیک شده است و آزمایش روی یک سلاح هسته ای تاکتیکی کوچک بوده است. پس از انصراف آفریقای جنوبی از برنامه تسلیحات هسته ای خود، مشخص شد که این کشور شش دارای شش بمب اتمی بزرگ با قابلیت پرتاب از هواپیما و یکی در حال ساخت دارد، اما هیچ اثری از بمب کوچک سازی شده برای پرتاب توپخانه ای وجود نداشت. پروفسور آونر کوهن ، استاد انستیتوی مطالعات بین المللی میدلبری، و مدیر برنامه آموزش و همکار ارشد مرکز مطالعات منع گسترش سلاح های جیمز مارتین ، در مورد حادثه ولا اظهار داشتند که اکنون، ۴۰ سال بعد، این یک توافق علمی و تاریخی برای آزمایش هسته ای اسرائیل بوده است.

 نیویورک تایمز گزارش داد که اسرائیل در روزهای قبل از جنگ شش روزه ۱۹۶۷ قصد داشت تیمی از چتربازان را با هلی کوپتر وارد سینا کرده، بمبی هسته ای را در بالای کوه تنظیم کرده و از راه دور منفجر کند تا هشدار به کشورهای متخاصم اطراف باشد. با این حال ، اسرائیل در جنگ حتی قبل از راه اندازی آزمایش پیروز شد. سرتیپ بازنشسته اسرائیلی Itzhak Yaakov از این عملیات به عنوان گزینه سامسون اسرائیلی یاد کرد.

تئودور تیلور ، طراح پیشگام سلاح های هسته ای آمریکایی، در مورد عدم اطمینان موجود در روند تقویت سلاح های هسته ای کوچک و طرح های هسته ای که در عکس های Vanunu به بیرون درز کرده است، اظهار نظر کرد. وی اظهار داشت که برای اطمینان کامل از عملکرد سلاح ها ، این طرح ها بیش از تحلیل نظری نیاز به تحلیل عملکردی دارد. بنابراین تیلور نتیجه گرفت که اسرائیل بی چون و چرا بمب هسته ای کوچک شده سری پیشرفته را آزمایش کرده است.

تاریخچه دستیابی اسرائیل به سلاح هسته ای

مکاشفه ها

برنامه هسته ای اسرائیل برای اولین بار در ۱۳ دسامبر ۱۹۶۰ ، در مقاله ای از مجله تایم فاش شد که می گوید یک کشور غیر کمونیست و غیر ناتو یک توسعه اتمی ایجاد کرده است. در تاریخ ۱۶ دسامبر ، دیلی اکسپرس در لندن این کشور را اسرائیلی اعلام کرد و در ۱۸ دسامبر، رئیس کمیسیون انرژی اتمی آمریکا جان مک کون در نشست مطبوعات حاضر شد تا ساخت راکتور هسته ای توسط اسرائیل را به طور رسمی تأیید کرده و استعفای خود را اعلام کند. روز بعد نیویورک تایمز ، با کمک مک کون ، فاش کرد که فرانسه به اسرائیل کمک می کند.

این خبر باعث شد بن گوریون تنها اظهارات نخست وزیر اسرائیل در مورد دیمونا را بیان کند. در ۲۱ دسامبر او به کنست اعلام کرد که دولت در حال ساخت راکتور ۲۴ مگاواتی است که به نیازهای صنعت، کشاورزی، بهداشت و علوم خواهد پرداخت و این منحصراً برای اهداف صلح آمیز طراحی شده است. برگمان ، که از سال ۱۹۵۴ تا ۱۹۶۶ رئیس کمیسیون انرژی اتمی اسرائیل بود ، گفت که هیچ تفاوتی بین انرژی هسته ای برای اهداف صلح آمیز یا اهداف جنگی وجود ندارد و ما دیگر هرگز همچون بره هایی برای ذبح هدایت نخواهیم شد.

تاریخچه دستیابی اسرائیل به سلاح هسته ای

اسناد آفریقای جنوبی

در سال ۲۰۱۰ ، گاردین اسناد دولت آفریقای جنوبی را منتشر کرد که ادعا می کند وجود زرادخانه هسته ای اسرائیل را تأیید می کند. به گفته این روزنامه ، این اسناد صورتجلسه ای است که طرف آفریقای جنوبی از جلسات ادعایی بین مقامات ارشد دو کشور در سال ۱۹۷۵ گرفته است . گاردین ادعا کرد که این اسناد نشان می دهد که اسرائیل در آن سال پیشنهاد فروش سلاح هسته ای به آفریقای جنوبی را داده است. این اسناد برای تأیید اطلاعات افشای شده توسط فرمانده سابق نیروی دریایی آفریقای جنوبی، دیتر گرهارت در سال ۱۹۸۳ به جرم جاسوسی برای اتحاد جماهیر شوروی زندانی شد ، وی گفت که توافق نامه ای بین اسرائیل و آفریقای جنوبی وجود دارد که شامل پیشنهاد اسرائیل برای مسلح کردن این کشور به هشت موشک جریکو با کلاهک اتمی است.  شیمون پرز ، وزیر دفاع وقت (رئیس جمهور بعدی اسرائیل) ادعای روزنامه مبنی بر انجام مذاکرات را رد کرد. وی همچنین ادعا کرد که نتیجه گیری گاردین بر اساس تفسیر انتخابی اسناد آفریقای جنوبی بود و نه بر اساس حقایق مشخص

تاریخچه دستیابی اسرائیل به سلاح هسته ای

آونر کوهن ، نویسنده کتاب اسرائیل و بمب و راز بدترین نکته: معامله اسرائیل با بمب ، گفت: هیچ چیزی در اسناد نشان نمی دهد که پیشنهاد واقعی اسرائیل برای فروش سلاح هسته ای به رژیم در پرتوریا وجود داشته است .

فشار آمریکا

ایالات متحده نگران گسترش سلاح های هسته ای اسرائیل بود. اطلاعات آمریکا اندکی پس از شروع ساخت، هنگامی که هواپیماهای جاسوسی U-2 آمریکا از راکتور عبور کردند، متوجه راکتور دیمونا شدند چ که منجر به درگیری دیپلماتیک شد. در سال ۱۹۶۰ ، دولت خارج شده آیزنهاور از دولت اسرائیل توضیحاتی در مورد ساخت و ساز مرموز در نزدیکی دیمونا خواست. پاسخ اسرائیل این بود که این مکان یک کارخانه نساجی در آینده است، اما اجازه هیچ بازرسی داده نمی شود. هنگامی که بن گوریون در سال ۱۹۶۰ از واشنگتن بازدید کرد، وی یک سری جلسات را با مقامات وزارت امور خارجه برگزار کرد و صریحاً به او گفتند که داشتن سلاح هسته ای توسط اسرائیل بر تعادل قدرت در منطقه تأثیر می گذارد. پس از روی کار آمدن جان اف کندی به عنوان رئیس جمهور آمریکا در سال ۱۹۶۱ ، وی به طور مداوم به اسرائیل فشار آورد تا نیروگاه را برای بازرسی آمریکا باز کند. گزارش شده است ، هر جلسه و ارتباط سطح بالا بین دولت های ایالات متحده و اسرائیل خواستار بازرسی از دیمونا بود. کندی برای افزایش فشار ، ملاقات بن گوریون در کاخ سفید را رد کرد – هنگامی که آنها در ماه مه ۱۹۶۱ در هتل والدورف آستوریا در نیویورک ملاقات کردند، این جلسه تحت سلطه این موضوع بود. بن گوریون ، در برابر درخواستهای پیگیر آمریکا برای بازرسی، به مدت دو سال گریزان بود. سرانجام ، کندی در نامه شخصی خود به تاریخ ۱۸ مه ۱۹۶۳ ، اسرائیل را به انزوای کامل تهدید کرد مگر اینکه بازرسان اجازه ورود به دیمونا را داشته باشند. با این حال ، اندکی بعد بن گوریون از نخست وزیری استعفا داد. جانشین وی ، لوی اشکول ، نامه مشابهی از کندی دریافت کرد.

اسرائیل سرانجام بازرسی را پذیرفت و کندی دو امتیاز داد – ایالات متحده موشک های ضد هوایی Israel Hawk را پس از سالها که از فروش هرگونه سیستم مهم تسلیحاتی به اسرائیل امتناع میکرد را فروخت. علاوه بر این ، دولت ایالات متحده با تقاضای اسرائیل موافقت کرد که بازرسی ها توسط یک تیم کاملاً آمریکایی انجام شود که بازدیدهای خود را هفته ها قبل برنامه ریزی کند ، نه آژانس انرژی هسته ای بین المللی .

در سال ۱۹۶۴ ، دولت ایالات متحده تلاش کرد مانع فروش کیک زرد توسط توسط آرژانتین به اسرائیل شود ، اما موفقیتی حاصل نشد.

گفته می شود ، از آنجا که اسرائیل از برنامه بازدیدهای بازرسان مطلع بود ، توانست هدف واقعی راکتور را پنهان کند. بازرسان سرانجام گزارش دادند که بازرسی های آنها به دلیل ایجاد محدودیت های اسرائیل بی فایده است. به گفته گوردون توماس ، نویسنده و کارشناس اطلاعات انگلیسی ، رافی ایتان ، عامل سابق موساد ، به وی چگونگی فریب بازرسان را گفت:

یک مرکز کنترل ساختگی واقعی در Dimona ساخته شده است ، کامل با پانل های کنترل جعلی و سنج های رایانه ای که احساس معتبری از اندازه گیری خروجی راکتور را ارائه میدهد و منطقه حاوی آب سنگین قاچاق از فرانسه و نروژ به دلایل ایمنی برای بازرسان ممنوع بود. اما حجم زیاد آب سنگین اثبات میکرد که راکتور برای هدفی کاملاً متفاوت آماده شده است.

در سال ۱۹۶۸ ، سیا در یک برآورد فوق العاده مخفی اطلاعات ملی اعلام کرد که اسرائیل سلاح هسته ای دارد. این ارزیابی به رئیس جمهور لیندون بی جانسون داده شد . مبنای این ادعا اعتقاد CIA بود ، هرچند هرگز ثابت نشد ، که اورانیوم گمشده در پرونده آپولو به اسرائیل منتقل شده است (سیمور هرش ادعا می کند که در طی بهره برداری از نیروگاه تقریباً تمام اورانیوم گمشده به دام اسرائیل افتاده است) و همچنین شواهد جمع آوری شده از استراق سمع الکترونیکی NSA در ارتباطات اسرائیل ، که ثابت می کند نیروی هوایی اسرائیل در حال انجام تست تحویل سلاح هسته ای است.

در سال ۱۹۶۹، ریاست جمهوری ریچارد نیکسون ، ایالات متحده بازرسی ها را خاتمه داد. طبق اسناد دولت آمریکا که در سال ۲۰۰۷ طبقه بندی نشده بود ، دولت نیکسون نگران برنامه هسته ای اسرائیل بود و نگران بود که مسابقه تسلیحات هسته ای منطقه ای آغاز شود و احتمالاً اتحاد جماهیر شوروی به کشورهای عربی ضمانت اعطای امکانات هسته ای شدن را دهد. در یادداشتی به تاریخ ۱۹ ژوئیه ۱۹۶۹ ، هنری کیسینجر ، مشاور امنیت ملی هشدار داد که اسرائیلی ها ، که از معدود مردمی هستند که بقای آنها به طور واقعی تهدید می شود ، احتمالاً از هر کشور دیگر بیشتر امکان دارد که واقعاً از سلاح هسته ای خود استفاده کنند. با این حال، کیسینجر هشدار داد که تلاش برای مجبور کردن اسرائیل به خلع سلاح می تواند عواقبی داشته باشد و نوشت: اسرائیل ما را در مسئله هسته ای جدی نخواهد گرفت مگر اینکه آنها باور داشته باشند که ما آماده هستیم چیزی را که آنها به آن احتیاج دارند را دریغ کنیم (اشاره به معلق کردن F-4 Phantom) کیسینجر نوشت که اگر ما از دادن فانتوم ها امتناع کنیم و واقعیت علنی شود، فشار سیاسی عظیمی بر ما وارد می شود و در موقعیت غیرقابل دفاع خواهیم بود. اما اگر دلیل موضع خود را به طور علنی توضیح دهیم و اعلام کنین که اسرائیل سلاح هسته ای در اختیار دارد، پیامدهای بین المللی بالایی در پی دارد که به همراه دارد. از جمله پیشنهادهایی که کیسینجر به نیکسون ارائه داد ، ایده اتخاذ سیاست ابهام هسته ای توسط ایالات متحده یا تظاهر به عدم اطلاع از برنامه هسته ای اسرائیل بود.

طبق گفته مورخ اسرائیلی آونر کوهن ، نویسنده کتاب اسرائیل و بمب ، شواهد تاریخی نشان می دهد که وقتی نیکسون با نخست وزیر اسرائیل گلدا مایر در کاخ سفید در سپتامبر ۱۹۶۹ ملاقات کرد ، آنها به تفاهم پنهانی دست یافتند که اسرائیل برنامه هسته ای خود را مخفی نگه می دارد و از انجام آزمایش های هسته ای خودداری کند و ایالات متحده تسلیحات هسته ای اسرائیل را تحمل می کند و برای امضای پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای فشار نمی آورد.

تاریخچه دستیابی اسرائیل به سلاح هسته ای

ذخیره تسلیحات هسته ای اسرائیل

دولت اسرائیل هرگز جزئیات توانایی هسته ای یا زرادخانه خود را علنی نکرده است. در زیر سابقه تخمین منابع مختلف در مورد اندازه و قدرت زرادخانه هسته ای اسرائیل آورده شده است. این برآورد ممکن است به دلیل میزان مواد ذخیره شده اسرائیل در مقابل سلاح های مونتاژ شده و تخمین ها در مورد مقدار واقعی سلاح ها و همچنین زمان کلی کارکرد راکتور باشد.

۱۹۴۸ – اسرائیل شروع به جذب دانشمندان هسته ای یهودی و تشکیل موسسات علمی در طول جنگ استقلال برای یک برنامه سلاح هسته ای کرد.

۱۹۴۹ – دانشمندان اسرائیلی برای شرکت در برنامه هسته ای فرانسه دعوت شدند.

۱۹۵۷ – ساخت تأسیسات هسته ای دیمونا با کمک فرانسه آغاز شد.

۱۹۶۰ – اولین آزمایش های هسته ای فرانسه، دانشمندان اسرائیلی در کنار فرانسوی ها با دسترسی به تمام داده های آزمایش شرکت کردند. در همین سال شارل دوگل شروع به قطع برنامه همکاری فرانسه و اسرائیل می کند.

۱۹۶۱ – تاسیسات هسته ای دیمونا عملیاتی شد.

۱۹۶۳ – ادعای آزمایش هسته ای زیرزمینی در صحرای نگب

۱۹۶۶ – ادعای آزمایش هسته ای زیرزمینی در صحرای نگب ، احتمالاً عملکرد صفر یا نوع انفجار ؛ اولین شکاف کاملاً مسلحانه طراحی شده برای تحویل هواپیما برای فعال سازی.

۱۹۶۷ – ( جنگ شش روزه ) – ۲ بمب

۱۹۶۹ – ۵-۶ بمب ۱۹ کیلو تنی تولید می شود.

۱۹۷۳ – ( جنگ یوم کیپور ) – ۱۳ بمب ؛ ۲۰ موشک هسته ای ، یک بمب چمدانی

۱۹۷۴ – ۳ گردان توپخانه ای توانمند هر کدام با دوازده گلوله ۱۷۵ میلی متر و در کل ۱۰۸ کلاهک جنگی، ۱۰ بمب

۱۹۷۶ – ۱۰-۲۰ سلاح هسته ای.

سال ۱۹۷۹ – ماهواره Vela Incident ، آزمایش هسته ای پیشرفته کوچک و بسیار تمیز در اقیانوس هند را که اغلب به اسرائیل نسبت داده می شود ، تشخیص می دهد.

۱۹۸۰ – ۱۰۰-۲۰۰ بمب

۱۹۸۴ – بمب های اتمی ۱۲–۳۱ و ۳۱ بمب پلوتونیوم و ۱۰ بمب اورانیوم .

۱۹۸۵ – حداقل ۱۰۰ بمب هسته ای

۱۹۸۶ – ۱۰۰ تا ۲۰۰ بمب شکافتی و تعدادی بمب همجوشی ، وانونو اسرار تاسیسات دیمونا را فاش می کند ، از سال ۱۹۵۵ تا ۱۹۶۰ در سطح شکاف و تقویت سلاح های ایالات متحده ، نیاز به ابر رایانه ها برای بهبود بمب های هیدروژنی پیچیده تر بدون آزمایش هسته ای است ، آنها بدون شک یک بمب هسته ای کوچک را آزمایش کرده اند.

۱۹۹۱ – ۵۰-۶۰ تا ۲۰۰-۳۰۰.

۱۹۹۲ – بیش از ۲۰۰ بمب ؛تخمین زده میشود ۴۰ دانشمند برتر سلاح هسته ای از اتحاد جماهیر شوروی سابق به اسرائیل مهاجرت کرده اند.

۱۹۹۴ – ۶۴-۱۱۲ بمب ؛ ۵۰ موشک جریکو با کلاهک هسته ای ، ۲۰۰ موشک . ۳۰۰ سلاح هسته ای.

۱۹۹۵ – ۶۶–۱۱۶ ، یک مجموعه کامل( بمب های نوترونی ، مین های هسته ای ، بمب های چمدان ، حامل زیردریایی)

۱۹۹۶ – ۶۰-۸۰ سلاح پلوتونیوم ، شاید بیش از ۱۰۰ نوع مونتاژ شده ، انواع ER ، بازده متغیر.

۱۹۹۷ – بیش از ۴۰۰ سلاح هسته ای و هسته ای قابل تحویل

۲۰۰۲ – بین ۷۵ تا ۲۰۰ سلاح.

سال ۲۰۰۴ – ۸۲ بمب

۲۰۰۶ – بیش از ۱۸۵بمب: کمیته دفاعی پارلمان انگلیس گزارش داد که اسرائیل کلاهک بیشتری نسبت به ۱۸۵ بمب انگلیس دارد.

۲۰۰۶ – فدراسیون دانشمندان آمریکایی معتقد است که اسرائیل می توانست برای حداقل ۱۰۰ سلاح هسته ای پلوتونیوم کافی تولید کند.

۲۰۰۸ – ۱۵۰ سلاح هسته ای.

۲۰۰۸ – ۸۰ کلاهک دست نخورده ، از این تعداد ۵۰ بمب مخصوص تحویل توسط موشک های بالستیک و بقیه بمب ها برای تحویل توسط هواپیما است. کل ذخایر پلوتونیوم نظامی ۳۴۰–۵۶۰ کیلوگرم.

۲۰۰۹ – تخمین تعداد سلاح ها با تخمین های قابل قبول از ۶۰ تا ۴۰۰ متفاوت است.

۲۰۱۰ – طبق هفته نامه دفاع جین ، اسرائیل بین ۱۰۰ تا ۳۰۰ کلاهک هسته ای دارد ، بیشتر آنها احتمالاً در حالت مونتاژ نشده نگهداری می شوند اما می توانند طی چند روز کاملاً کاربردی شوند.

۲۰۱۰ – بیش از ۱۰۰ سلاح ، عمدتا بمب های هسته ای دو مرحله ای ، قابل تحویل توسط موشک ، بمب افکن جنگنده یا زیردریای و بازسازی های گسترده تاسیسات دیمونا

۲۰۱۴ – تقریباً ۸۰ کلاهک هسته ای برای تحویل توسط دوازده موشک ، چند اسکادران هواپیما و شاید تعداد کمی موشک کروز پرتاب دریا.

۲۰۱۴ – تعداد سلاح هسته ای بیش از ۳۰۰

۲۰۱۵ – تعداد ۲۰۰ سلاح هسته ای

توان موشکی اسرائیل

زیر دریایی دلفین

بمب های هسته ای و نحوه عملکرد آنها

معرفی ابعاد فنی، سیاسی-کاربردی و حقوقی سلاح های هسته ای


منبع مطلب

این مطالب را نیز ببینید!

شنار تندرو موشک انداز کلاس ساعر 4.5

شنار تندرو موشک انداز کلاس ساعر ۴٫۵

در اواخر دهه ۱۹۷۰ اسرائیل  به دنبال  یک شناور تندرو موشک انداز بود برای مقابله …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *