• تاریخ: بهمن 12, 1394
  • شناسه خبر: 9692

سخنی در باب انتخابات/ شاخص های انتخاب فرد اصلح

این شاخص ها یک الگوی تمام عیار برای تشخیص صواب از ناصواب در امر احراز شایستگی برای نمایندگی مردم نبوده ولی به سهم خود می تواند نقش روشنگری را در پی داشته باشد. ...

وبلاگ راز عدالت گوهری نوشت:

 

به راستی آرام آرام مردم عزیز ایران زمین می رود تا یکی دیگر از فرآیند دمکراسی را که همانا “انتخاب نمایندگی در قوه مقننه” را به منصه ظهور برساند، در این میان، شور ، احساس و گرایشات ملی ، میهنی ، قومی ، نژادی ، عقیدتی و علمی محک می خورد تا داوطلبان نمایندگی بتوانند گوی سبقت را از همدیگر بستانند، در این میان اگر رأی دهندگان بخواهند از تجربیات علمی افراد صاحب نظر و بی طرف بهره بگیرند  و در  احوالات جاریه و کارنامه  دواطلبین به دور از تعصب و هوچی گری ، غور نموده و تدبر کنند بی تردید نه آن مارگزیده ای خواهند بود که از ریسمان ساه و سفید بترسند و نه اسیر هیاهوی و هجمه ی تبلیغات کاذب گشته در شناخت راه از چاه در حیرت بمانند و بسا اینکه دست به انتخاب اشتباه زده و چهار سال دیگر انگشت ندامت بر دهان گزیده و یا اینکه در سرنوشت جعمی، راه بی تفاوتی را طی کنند….

حال از شرح مطوّل مقدمه پرهیز نموده و به اصل مطلب می پردازیم ، نگارنده این مقال بر این باور است که احراز اولیه ی صلاحیت از سیستم های امنیتی ،اطلاعاتی و سیاسی شرط لازم برای حضور در محک انتخاب و آزمون ملی است ولی شرط کافی برای شایستگی سکانداری در عرصه تصمیم سازی و تحقق حاکمیت قانون در یکی از قوای سه گانه خطیر کشور نبوده و نیست . مع الوصف لازم است در انتخاب خودعلاوه بر رویکرد اخلاقی ، رویکرد کارکردگرایی و عاملیت به قانون نیز از سوی هریک از داوطلبین انتخابات با دقت هر چه تمامتر مورد مداقه و مطالعه قرار گیرد.

به طور مثال دوطلبین و نمایندگان (سابق و لاحق) که یک یا چند دوره  طعم تلخ و شیرین نمایندگی را در ذائقه مردم  به یادگار  نهاده اند قطعاً  کارنامه ای از آنها در اذهان عمومی مستنداً به ثبت و ضبط رسیده  و ایضاً دیگر عزیزانی که حضور خود را با یک ادبیات جدید و آرمانی نوین و بعضاً ناممکن و یا منبعث از تلقی و برداشت فردی از نمایندگی ، پا به عرصه رقابت نهاده و نیز عده ی قلیلی هم با اهداف و سوگیری خاصی پای در این مطاف گذاشته و  چه بسا مترصد آنند تا  که با یک خوش خدمتی در میان راه ، انصراف خود را به نفع داوطلب پیشرو اعلام بدارند…. حال بر من و شما انتخاب گر بطور حتم ، فرض لازم است این افراد را با یکسری ابزار و مکانیسم های علمی و قانونی  پیشنهادی ذیل ، در نزد وجدان خود محک بزنیم و به سهم خود با تنویر افکار عمومی در انتخاب اصلح مددرسان جامعه ی خویش باشیم.

بی تردید هر یک از این داوطلبین معزز همّت خود را بر آن معطوف ساخته اند به نسبت قدرت علمی ، مالی و یا با بهره گیری از مشاورین مجرّب و ستادهای (اعم از مردمی و یا با نام مردم) و یا حمایت شخصیت های سیاسی و اقتصادی ، به بیان اهداف و برنامه های خود در قالب میتینگ های سیاسی و یا به راه انداختن کاروان های تبلیغاتی در هر کوی و برزن و یا استفاده از شبکه های مجازی  بپردازند چه بسا افراد و یا کارتر و بنگاههای اقتصادی هم باشند و در سایه یک معامله پنهانی هم با بعضی از داوطلبین انجام داده تا نماینده خود را در کسوت نمایندگی مردم به مجلس هدایت نمایند ـ ولی هموطن ـ رسالت من و شما والاتر و بالاتر از این تبلیغات است هر یک از آراء صحیح و آگاهانه ما می تواند در تسکین آلام مردم ، کاهش نرخ بیکاری ، تورم و حذف و  یا به حداقل رسیدن پدیده های شوم اجتماعی ناشی از سوء مدیریت و  همچنین جنگ نرم استکبار  که امروزه گریبانگیر خانواده ها و جوانان ما شده کمک کند.

فلذا بیاییم این داوطلبین را  با پارامترهای زیر مورد سنج قرار دهیم ـ البته نگارنده بر این باور است این شاخص ها یک الگوی تمام عیار برای تشخیص صواب از ناصواب در امر احراز شایستگی برای نمایندگی مردم نبوده ولی به سهم خود می تواند نقش روشنگری ر را در پی داشته باشد:

۱ـ آیا این فرد در مناصب و مسئولیت قبلی، چه میزان به قانونی بودن تصمیم و یا تصمیات خود بهاء داده و یا خدای ناکرده از حدود اختیار و صلاحیت خود ـ چه به صورت ساده و یا موسع ـ خارج شده و یا احیاناً از اختییارات خود استفاده سوء داشته و یا در اِعمال اختیار قانونی خود کوتاهی کرده است؟

۲ـ  آیا وی در تصمیات خود به عدالت رفتار نموده است و به عبارتی چقدر عدالت رویه ای را مدنظر قرار داده  و آیا تصمیم وی منبعث از خوب شنیدن و استماع نظر دیگران بوده و یا تصمیم جانبدارانه  ای را از خود باقی گذاشته است؟

۳ـ آیا وی در مقام یک شخصیت اداری با توجیه قانونی در امتیازدهی، فردی و یا افراد بر فرد و شخص دیگری که محق هم بوده ترجیح داده یا اساس را بر استحقاق افراد گذاشته است؟

۴ـ در قاموس وی بی عدالتی ، هیچ دادرسی ، جانبداری و تعصب و  بی دلیل،  چه معنای دارد ـ تاکید نگارنده بر آنست از تک تک این عزیزان تفسیر و تعبیر واژه گانی از این دست  مورد سوال باشد ـ تا بتوان به واقعیت و مکونات قلبی افراد پی برد

۵ـ در دوره تبلیغات انتخاباتی کم و بیش شاهد هستیم عده ای برای مصادره آراء خاکستری به نفع خود گاهی پا را فراتر از نمایندگی گذاشت وعده وعیدهایی داده و یا فراتر از اختیارات قوه مقننه آسمان را به ریسمان می بافند افلاک سماوی را سیر می کنند! ادعایشان از حد تعارف و باور نیز عبور می کند، خداوند اسلاف ادبی ما را خیر عطا فرماید که چه نیکو گفته اند سنگ بزرگ علامت نزدن است.

۶ـ آیا این فرد که خود را در منظر انتخاب افراد و آحاد جامعه قرار داده اغلب در کارنامه فعالیت های خود معقول و عقلایی عمل کرده و یا نه با اندک تلنگر لسان  تلخ را بر گفتار نرم ترجیح داده و در مسیر نخوت و بدگمانی افتاده است؟

۷ـ آیا قشری گری و قبیله گزینی سبک و سیاق وی بوده و یا خود را در مقابل مسئولیت و ماموریتی که  جامعه به دوش وی قرار داده همواره سعی نموده با تدبیر درست ، دلسوزی و با روحیه جهادی خود را وقف خدمت به مردم ساخته و از ذرق و برق مادی در حد ممکن برائت جسته ، کدام یک ؟

۸ـ نکته پایانی آنست آیا نماینده احتمالی و آینده من و شما،  چقدر در سخنرانی ها  ، میزگردها و گفتار های خود بر محور حقیقت و اخلاق حسنه تکیه دارد و یا از روی سیاست بازی،  راه تخریب و بدگویی از رقبا را برگزیده است؟ و به کدام سو می رود؟