• تاریخ: بهمن 13, 1393
  • شناسه خبر: 743

سفر نامه رضوی

عید در قطعه ای از بهشت ...

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ندای چاراویماق به نقل از وبلاگ کتابخانه یادگار امام چاراویماق:

دیگر چیزی برای پایان سال نمانده است آهی سرد از درون بر می آورم سر تا پای وجودم را نگاه می کنم نگاهی عاقل اندر سفیه ! همزمان با آه دوم تصویری را می بینم که از تلویزیون پخش می شود و خواننده صلوات خاصه امام رضا (ع) را زمزمه می کند و تصاویری از تحویل سال نو را نشان می دهد ، انگار عرق سردی روی پیشانی تب کرده ام نشسته است و باز همان عاشق دیوانه ای می شوم که بودم . چشمم چنان به زیبایی ها باز می شود که غرق در تماشای گنبد طلایی می شوم و خورشید مهرش در دلم طلوعی دیگر می یابد . اما خشمی پنهان مرا را از درون فرامی خواند، زود شیطان را از جلدت خارج کن و سجده بر سجاده ای بگذار که تمثالی از حرم مطهر امام رضا (ع) بر آن نقش بربسته است . لبانم خشک شده است اما ذکر سبحان الله ترنمی دوباره به من می بخشد و من از سایه سری آقا دست نیت بالا می برم و به نماز می ایستم …

انگار جوانی ام خشک شده است ، اما آفتابی در درونم رخ می نماید که  مرا حیاتی نو می بخشد و همچون درختان مرده زمستانی جانی دوباره می گیرم و شروع می کنم به ذکر تسبیحات حضرت فاطمه الزهرا (س) .

آری کبوتر درونم پر کشیده است و همچون کبوتران حرم ، کنار حوض محبتش را می خواهند تا من نیز از آب حوض کوثر نمای صحنش، جرعه ای بنوشم و بگویم السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین … شُر شُر آب می ریزد و من  بی چتر  می خواهم خود را در آبش جلا دهم و غسل زیارت دهم . تا وقت هست ساک سفر را می بندم و راهی وادی خراسان رضوی می شوم با وجود سردی هوا ، عطش جگر سوخته، از شوق دیدار که توان شمردنش را ندارم مرا به باب الرضا می رساند و تاثیری در حالم ندارد ، هم همه ی مردم چه قیامتی به پا کرده است . دیگر در قطعه بهشت جایی نیست درها را می بندند اما رشته مودت امام غریب مرا نیز به صحن راه می دهد . دیگر زمان چندان زیادی برای تحویل سال نو نمانده است دست ها را سوی آسمان لایتناهی می برم و خدای خود را تسبیح می گویم ، سپس دست بر سینه گذاشته و چشم رو به زیبایی ها می گشایم و می گویم السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع) و شروع می کنم به قرائت صلوات خاصه امام رضا (ع) :

اللهّمَ صَلّ عَلی عَلی بنْ موسَی الرّضا المرتَضی الامامِ التّقی النّقی  و حُجَّّتکَ عَلی مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثری الصّدّیق الشَّهید صَلَوهَ کثیرَهً تامَهً زاکیَهً مُتَواصِلهً مُتَواتِرَهً مُتَرادِفَه کافْضَلِ ما صَلّیَتَ عَلی اَحَدٍ مِنْ اوْلیائِکَ

خدایا چگونه به آفتاب وجودم برسم نکنه حالا رویای بودن در لحظه سال تحویل در کنار پنجه آفتاب از وجودم پر بکشد ؟!اما با خود می گویم آن شمس الشموسی که تو را تا اینجا فراخوانده بازهم پیشتر خواهد برد و هرگز شیطان در این حریم ملکوتی در وجودت راه مده .تیک تیک ساعت مرا از خواب غفلت بیشتر آگاه می کند و قفل زنجیر های شیطانی را از پاهایم می گسلد . یکی از خادمان رمز عبور به حرم مطهر را سکوت و آرامش بیان می کند تا یکی یکی را دهد باز غلغله ای بر پا می شود و هیجان رسیدن به کنار ضریح مطهر همه را به سوی مرد می شکد من در حالیکه از سرمای عصر بر خود می لرزم اما از درون گرمای زیارتش چنان گرمم می کند که انگار آتشفشانی بر پاست . بالاخره لحظه موعود فرا می رسد و من نیز از گذرگاه معرفت و عشق به درون راه می یابم و بی تاب به سوی ضریح می دوم زمزمه دعای توسل و ذکر « یا وَجیهاً عِندَاللّهِ اِشفَع لَنا عِندَاللّه» چنان طراوت و عطر معنویت بهشتی در فضای حرم پیچیده شده که با گوش فرا دادن، ذکر و استشمامش ناخودآگاه اشک در چشمانم حلقه می زند.

مجری برنامه سال تحویل اعلام می کند یکصدا ندای یا مهدی (عج) را بخوانید و شروع می کند به خواندن دعای تحویل سال :

یا مقلّب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محوّل الحول و الاحوال حوّل حالنا الى احسن الحال

آغاز سال نو در حرم مطهر آقا علی بن موسی الرضا(ع) روح تازه ای در کالبدم دمید و جانی مضاعف بر من بخشید و روحم را صیقل داد .

دست نیایش سوی خدا برده و تمام آرزومندان را دعا و مریضان را شفا ، طالبان و نیازمندان را عطا ، دلهای زنگاری را صفا ، بذل و رحمت بر خطا ، از لغزش شیطان نفس رها ، مستمندان را سخا … خواستم و باز به نماز شکر ایستادم تا شکر نعمتش بجای آورم .

                                       اللهم تقبل دعائنا واغفرلنا وعافنا واعفو عنا یارحمن یارحیم